در این مقاله به کارآفرینی، تاریخچه کارآفرینی، استارتاپ، چرخه زندگی استارتاپها و مراحل سرمایهگذاری بر روی نوپاها، تأمین مالی استارتاپها و … میپردازیم.
سیر تحول کارآفرینی
واژه کارآفرینی از ریشه فرانسوی Entreprendre میآید که به معنی تعهد داشتن به فعالیت و یا اموری میباشد. در واقع کارآفرین کسی است که تعهد مینماید تا سازماندهی و مدیریت کسبوکار جدیدی را قبول کند. با اینکه میداند با ریسک همراه است. کارآفرین در زبان فرانسه، در ابتدا به کسی گفته میشد. که مسئول انسجام بخشیدن به گروه موزیک و یا فعالیت تفریحی دیگری بود. سپس در اوایل قرن شانزدهم برای افرادی کاربرد داشت که به مأموریتهای نظامی فرستاده میشد.
در قرن هفدهم بهمرورزمان این واژه کاربردهای فراوانی پیدا کرد. و فعالیتهای مهندسی، امور ساختمانی و سنگر سازی نیز از این واژه استفاده میکردند. با شروع قرن هجدهم، این مفهوم در فعالیتهای اقتصادی کاربرد فراوان پیدا نمود. اگر بخواهیم دقیق بررسی نماییم، مفهوم کارآفرین بیشتر از چهار قرن مسیر تکاملی خود را سپری نمود. از این زمان به بعد بود که واژه کارآفرین جهت فعالیتهای متفاوت و در قالب نظرات مختلف مطرح گردید.
تعریف واژه کارآفرینی
واژه کارآفرینی واژهای نو و جدید میباشد که از واژه شکل ظاهری آن نمیتوان به مفهوم حقیقی آن پی برد. کارآفرینی را میتوان بهعنوان روشهای کسبوکاری توصیف نمود که با رشد و ترقی ارتباط دارد. بیشتر کنش گرایانه میباشد تا واکنشپذیر، مشتری مدار میباشد و خطراتی یک شرکت جدید به همراه دارد را میپذیرد.
دانلود پاورپوینت دانشگاه کارآفرین
روشی که در دنیای کسبوکار و تجارت فرد کارآفرین را از دیگر افراد متمایز مینماید. بهره از فرصتها و پویاییهای یک شرکت میباشد. بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران باور دارند که کارآفرینی بر رشد و تولید ناخالص ملی اثر بسیار مثبتی میگذارد.
کارآفرینی؛ یک مزیت رقابتی
کارآفرینی ریشه مهم و اساسی مزیت رقابتی در اقتصاد میباشد. شومپیتر در بحث تئوری اقتصادی به نقش مهم کارآفرین بهعنوان دلیل اصلی و اساسی توسعه اقتصادی تأکید مینماید. اقتصاددانی مهم و برجسته میباشد که کارآفرینی را موتور محرکه توسعه اقتصادی مینامد و از آن بهعنوان تخریب خلاق نام میبرد. این بدان معنی میباشد که کارآفرین، تعادلی ایستا را در اقتصاد مخرب و تعادلی پویایی را که الزام توسعه اقتصادی میباشد، ایجاد مینماید. کار شومپیتر در رابطه با توسعه اقتصادی و کارآفرینی، تأثیر فراوانی بر آثار بعدی در رابطه با کارآفرینی دارند. به صورتی که او را پدر کارآفرینی نام مینهند.

تعاریف استارتاپ
استارتاپ را میتوان یکی از پرکاربردترین و پرتکرارترین مفاهیم حوزه فناوری در سالهای اخیر نامید. این واژه در توضیح سازمانهای نوینی که راهحلهای خلاقانه جهت حل مشکلات متفاوت در حوزه فناوری ارائه میدهند بهره برده شود.
أدورا چئونگ، بنیانگذار و مدیرعامل کمپانی هوم جوی که یکی از استارتاپهای مشهور ایالات متحده در سال ۲۰۱۳ بوده، استارتاپ را اینگونه توصیف مینماید: “تأسیس نمودن یا پیوستن به یک استارتاپ به این معنی میباشد که یک تصمیم اساسی و مهم جهت جدایی از موقعیت ایده آل و پایدار برای رسیدن به رشد سریع و تلاش جهت به وجود آوردن موجی از تغییرات در مدت زمانی کوتاه میباشد.
طبق گفته بلنکت دروف، استارتاپ گروهی از افرادی میباشد که در پی یک مدل تجاری قابل تکرار و مقیاسپذیر هستند که در شرایطی که عدم اطمینان وجود دارد، فعالیت نمایند.
نیل بلومنتال، مؤسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر استارتاپ را بدینصورت تفسیر مینماید: “استارتاپ یک شرکت نوپا میباشد که راهحلی نوین برای حل یک مسئله ارائه مینماید؛ در صورتی که اطمینانی جهت موفقیت شرکت بهوسیله راهحل ارائه نموده وجود ندارد.”
دانلود پاورپوینت فرصتهای کارآفرینی و فضای مجازی
ماریان وبستر نیز در تعریف استارتاپ میگوید: “عمل یا مجموعهای از فعالیتها برای یک حرکت نو برای یک شرکت با کسبوکار نوپا”.
تعاریف استارتاپ – ادامه
استارتاپ یک شرکت بهصورت موقت میباشد که هدفی برای پیدا نمودن یک مدل کسبوکار تکرارپذیر و مقیاسپذیر دارد.
کسبوکار نوپا (استارتاپ)، مجموعهای موقتی میباشد که جهت دستیابی به یک مدل کسبوکار تکرار شدنی و مقیاسپذیر، طراحی و به وجود آمده است. بدینصورت که کسبوکار نوپا میتواند یک مشارکت کاملاً جدید یا یک قسمت جدید یا یک دپارتمان اقتصادی جدید در شرکت کنونی باشد.
بلانک، استارتاپ را اینگونه تعریف نموده است: «شرکت یا سازمانی کوچک میباشد که هدف تبدیلشدن به مدل کسبوکار قابل تکرار و قابل توسعه و مقیاسپذیر دارد».
ریس نیز آن را: «نهادی انسانی که جهت خلق کالا یا خدمتی نو در موقعیت عدم اطمینان ساختهشده، مینامد.»
پل گراهام استارتاپ را شرکتی میگوید که طراحیشده است تا سریع رشد کند؛ بهعبارتدیگر استارتاپ شرکتی میباشد. این شرکتها اغلب با سرمایه شخصی کارآفرین و یا مؤسسات خودکار خود را آغاز میکنند و سعی میکنند. که محصول یا خدماتی که تولید کردهاند و باور دارند که در بازار برای این محصول و خدمات آنها متقاضی وجود دارد را گسترش دهند. به خاطر اینکه درآمد این شرکت نوپا کم میباشد و هزینههای بالایی دارند. اغلب این عملیات مقیاس کوچک در طولانیمدت بدون تزریق نمودن سرمایه پایدار نخواهند بود. این شرکتها معمولاً کالاها یا خدماتی ارائه مینمایند که قبلاً در بازار تولید نشده بود.

استارتاپ چیست؟
بنا به گفته بنایات کاترون؛ شرکتهای کوچک جدید در دوران نخستین پس از آغاز، بسیار آسیبپذیر میباشند و بسیاری از استارتاپها با شکست مواجه میگردند. درک نمودن عوامل تعیینکننده موفقیت و شکست در کسبوکارهای جدید کوچک و انگیزه مؤسسان در به وجود آوردن یک کسبوکار نو باید بتواند بینش باارزشی را در رابطه با نیازهای پشتیبانی کسبوکارهای جدید و مؤسسان آنها در سالهای آغازین فراهم نماید.
در اکثر گزارشهایی که مربوط به کارآفرینی است، هر شرکتی که تازه تأسیس گردیده و کمتر از یک سال قدمت دارد. استارتاپ بهحساب میآید، اما تمام شرکتهای نوپا، استارتاپ نمیباشند. هرچند، استارتاپها و شرکتهای تازه تأسیس دارای ویژگیهای مشترک میباشند. مانند قدمت و اندازه اما در موارد ضروری، یعنی استراتژی، نوآوری و توانایی رشد، تفاوت دارند.
زمانی که استارتاپ یک مدل کسبوکار خوب و مطلوب ایده آل را پیدا مینماید، از مرحله اکتشافی به سمت مرحله اجرا میروند و استارتاپ میگردند. این فرآیند مستقل از سن آغاز به فعالیت میباشد و احتیاج به مشخصه استارتاپ دارد. اگر یک شرکت بیشتر از ۷ سال سابقه داشته باشد ولی همچنان در جستجوی یک مدل کسبوکار مناسب باشد، هنوز هم یک استارتاپ میباشد.
تعاریف دیگری از استارتاپ
بر اساس تعریفی که بهوسیله استیو بلانک و باب دورف، دو نفر از پژوهشگران حیطه کسبوکارهای استارتاپی ارائه گردیده، استارتاپ شرکتی میباشد که یک مدل تجاری قابل تکرار و مقیاسپذیر را جستجو مینماید. در این بیان از بلاک و دورف، واژهی جستجو تفاوتی را میان استارتاپها و کسبوکارهای کوچک سنتی ایجاد مینماید. دومی، یک استراتژی موجود و شناختهشده را پیاده نموده، در صورتی که یک استارتاپ در حال شناسایی ناشناختهها و ارائه ایدهها و کالاهای جدید با نوآوری در مدل تجاری جهت به هم ریختن موقعیت و بازارهای موجود میباشد. علاوه بر این بلانک و دورف بیان کردند که استارتاپها نسخههای کوچکتر از شرکتهای بزرگ نمیباشند.
استارتاپ یک شرکتی موقتی میباشد که در جستجوی یک محصول، بازار مناسب و یک مدل تجاری است. در صورتی که در مقابل، شرکتهای بزرگ، سازمانهایی مستمر و دائمی میباشند که درگذشته به محصول و بازار مناسب دست پیدا نموده و ساخته شدهاند. آنها همچنین بیان نمودند که یک استارتاپ اساساً از شکست به شکست حرکت مینمایند و در هر تلاش از هر شکست چیزهای جدید یاد میگیرند و آن چیزی را که در فرایند دستیابی به مدل تجاری قابل تکرار و با رشد بالا کار نمیکند را شناسایی مینمایند.
اگرچه تاکنون تعریف درستی از این مفهوم بهصورت گستردهای در حال بحث و گفتگو میباشد. اما به هر صورت درون مایهی تمام تعاریف، به تعریفی که از سوی آژانس دولتی مدیریت کسبوکارهای کوچک در آمریکا ارائه گردیده است، نزدیک میباشد. در این تعریف استارتاپ عبارت است از «کسبوکاری که بهصورت عمده با محوریت تکنولوژی بوده و پتانسیل رشد و پیشرفت بسیار بالایی داشته باشد.»
دانلود پرسشنامه : عوامل استراتژیک در کسب و کار
ویژگی استارتاپها
جدا از کسبوکارهای کوچک: در واقع شاخص کلیدی و مهم یک استارتاپ را باید توانایی آن جهت رشد حساب نمود. گراهام، استارتاپ را شرکتی توصیف مینماید که ساختار آن جهت رشد سریع معماری گردیده است. در حقیقت تمرکز برای رشد، فارغ از مؤلفههایی مانند جغرافیایی میباشد که اعضای استارتاپ آن را تأسیس نمودهاند؛ ازاینرو استارتاپها را باید از کسبوکارهای کوچک جدا نمود. یک رستوران که در یک شهر تازه تأسیسشده را نمیتوان بهعنوان یک استارتاپ حساب نماییم.
موقت: یعنی استارتاپ به قدمت 10 سال مفهومی ندارد. کار یک استارتاپ کشف سریع مدل کسبوکار مناسب بر اساس تعريف صورت گرفته، در کوتاهترین زمان ممکن میباشد. سرعت و زمان مؤلفه کلیدی و مهم در موفقیت شدن یک استارتاپ میباشد. هرچقدر دیرتر مدل کسبوکار موردنظر را شناسایی نماید شانس اینکه رقیبانش زودتر نتیجه بگیرند و همچنین صبر، حوصله، انرژی و توان مالی گرداننده یا گردانندگان آن به سررسیده بیشتر میباشد.
عدم قطعیت: یک عبارت کلیدی دیگر پنهان در توصیف استارتاپها، عدم قطعیت میباشد. در حقیقت شما بهعنوان یک استارتاپ، دقیقاً نمیدانید که کدام روش نتیجه میدهد و کدام جواب نمیدهد. شما بهعنوان یک استارتاپ اطمینان ندارید که پاسخ درست کدام میباشد.
چرخه زندگی استارتاپ ها و مراحل سرمایهگذاری بر روی نوپاها
در واقع استارتاپها؛ کسبوکاریهایی میباشند که فقط با یک ایده شروع میگردد. در رابطه با بعضی از ایدهها، میتوان گفت گاهی مالک کسبوکار، یک ایدهای دارد که فکر میکند میتواند قسمتی از نیازهای مشتریان خود را برآورده نماید. این ایدهها شکلی غیررسمی دارند و هنوز شکلی به خود نگرفتهاند. بعضی از آنها در مقیاس بزرگتر وارد میشوند و از یک ایده به یک محصول تجاری تبدیل میگردند. هرچند که ازنظر ایجاد درآمد یا ســود هنوز کوچک میباشند؛ اما مواردی هم هســتند که در مسیر موفقیت قدم برمیدارند. و میتوانند برای محصول یا خدمت خود بازار با درآمد و حداقل سود بالقوه را به وجود آورند. در شــکل ذیل به چرخه عمر و مراحل سرمایهگذاری استارتاپها مشاهده میکنیم که شرکتهای استارتاپی معمولاً دارای 3 مرحله هستند:

مراحل عمر استارتاپ ها
مرحله اول: این مرحله قبل از آغاز و به وجود آمدن فعالیتهای تجاری و کسب درآمد شرکت میباشد و به مرحله کشت یا دره مرگ استارتاپها شهرت دارد و شرکت در این گام سود عملیاتی ندارد و برخی مواقع نیز حتی دارای زیان عملیاتی میباشد. عملیات جاری استارتاپها در این مرحله بسیار محدود بوده و ارزشیابی شرکتها بسیار سخت و پیچیده میباشد. همینطور این مرحله بسیار به تواناییهای مدیریت استارتاپ بستگی دارد و به همین دلیل اکثر استارتاپها و کسبوکارهای نوپا در این مرحله در پی جذب مدیران کارآمد میباشند. در این مرحله اکثراً، تأمین مالی بهوسیله دوســتان، فامیل و یا فرشــتگان سرمایهگذار انجام میگردد.
مرحله دوم: در این گام شرکت به مرحله سربهسر سود یا زیان عملیاتی میرسد. در این گام شــرکت موفق میگردد مشــتریان خود را بشناسد و بازار محصولات و تولیدات خود را توسعه دهد و با ایجاد بازارها، درآمد با سرعت زیاد رشد مینماید. اما امکان دارد هنوز سودآوری آغاز نشده باشــد. همینطور در این گام سابقه عملیاتی شرکت هنوز محدود میباشد و بیشتر ارزش شرکتها در این گام به وجود میآید. در این گام ارزشــیابی آسانتر از گام نخست اســت اما همچنان به مرحله بلوغ نرســیده است. در این گام اکثر صندوقها و شرکتهای خطرپذیر نیز وارد مرحله سرمایهگذاری بر روی استارتاپها میگردند. این شرکتها اکثراً با سرمایهگذاری ریسکپذیر بر روی کسبوکارهای نوپا در پی کســب منفعت میباشند.
5 نکته برای یک فروش به یاد ماندنی
مرحله سوم: در این مرحله شرکت بهسرعت وارد مرحله رشد میگردد و در صورتی که موفق گردد به سود عملیانی دست مییابد. در این گام سابقه عملیاتی شرکت به وجود میآید و میتوان از اطلاعات آن جهت ارزشــیابی اســتفاده نماید و داراییهای موجود شرکت در این گام رشــد فراوانی مینماید. در طی زمان، جریانات نقدی شرکت در این مرحله به ثبات نســبی میرسد و در این گام سرمایهگذاریها افزایش مییابد. در این گام اغلب شرکتها به دنبال افزایش سرمایه بهوسیله عرضه عمومی نخستین هستند. که در صورت موفقیت میتوانند به منابع مالی وسیع و فراوانی دست پیدا نمایند.
معرفی و ورود به بازار
اساساً راهاندازی یک شرکت بسیار آسان است. صدها و حتی بیشتر از این شرکتها هرروز در جهان ظاهر میشوند. بزرگترین چالشی که این شرکتها احساس میکنند. این است که چگونه میتوانند بهعنوان محصول یا خدمات قابل استفاده در بازار ظاهر شوند. یا به عبارت دیگر توسط بازار شناخته شوند. راههای زیادی توسط استارتاپ برای به رسمیت شناختن و پذیرش بازار انجام میشود و توسط بسیاری از شرکتها شناختهشده است. معمولاً این استارتاپها با شرکتهای دیگری که تعدادشان بسیار زیاد است. و همچنین با محصولات یا شرکتهایی که از قبل تأسیس شدهاند سروکار دارند. بنابراین استارتاپهای ایجاد شده باید سختتر و هوشمندانهتر کار کنند تا خود را به بازار معرفی کنند. این کسبوکار را میتوان بهصورت رایگان از طریق پوشش رسانهای یا از طریق شبکههای اجتماعی مانند توییتر و فیس بوک و یا با صرف هزینه برای اجاره رسانههای تبلیغاتی انجام داد.

در یک استارتاپ موفق افراد بزرگی وجود دارند که میتوانند با یکدیگر همکاری کنند. اساساً، ایدههای ارائه شده توسط بنیانگذاران از طریق استارتاپی که ایجاد میکنند. میزان پذیرش بازار و همچنین علاقهمندی کسانی را که برای توسعه بیشتر استارتاپ فراهم میکنند، تعیین میکند. در بازار صدها یا حتی هزاران ایده حاشیهای وجود دارد که باید برای به رسمیت شناختن بازار بهشدت رقابت کنند. ایدههای منحصربهفرد و خلاق فرصتهای خوبی برای موفقیت سریع و به دست آوردن آسانتر بودجه از مؤسسات مالی مانند سرمایهگذاری خطرپذیر یا سرمایهگذاران فرشته دارند.
تأمین مالی استارتاپها
به همان صورت که در قسمت چرخه عمر استارتاپها اشاره گردید. استارتاپها در مراحل گوناگونی تأمین مالی میگردند. که همانند هرگونه تجارت دیگر، نیاز به تأمین مالی جهت تشخیص الزامات سرمایهگذاری هستند. تأمین مالی استارتاپها اغلب متفاوت از شرکتهای قدیمیتر میباشد. تأمین مالی ناشی از مقادیر کوچکتر، اغلب بهوسیله فرشتگان کسبوکار و یا شرکتهای خطرپذیر میباشد و یا ناشی از تأمین مالی دوستان و یا خانواده است.
کم بودن میزان سرمایهگذاری خارجی، ناشی از کمبود دادههای تاریخی در رابطه با ایده تجاری میباشد. که بهصورت مشخص و واضح مورد آزمون قرار نگرفته است. و علت آن این میباشد که در ترازنامه شرکتهای استارتاپی دارایی وجود ندارد. مراحل تأمین مالی میتواند توسط عمر، سایز و سابقه مالی شرکت تعریف گردد.
دانلود پاورپوینت فرصتهای کارآفرینی و فضای مجازی
چهار مرحله تامین مالی استارتاپ ها
پژوهشــگران مباحث مالی، چهار مرحله برای تأمین مالی استارتاپها که به ترتیب بر اساس عمر شــرکت ایجاد میشود را معرفی کردند:
بذر 2-0 سالگی، نوجوانی 4 -3 سالگی، میانسالی 24-4 سالگی، پیری 25 سالگی یا بیشتر.
این مراحل به 4 گروه تقسیم میشود:
- خانواده و دوستان: تأمین مالی دوره بذر
- مرحله اول سرمایهگذاری: فرشتگان سرمایهگذاری
- مرحله بعدی سرمایهگذاری: شرکتهای vc
- درنهایت پذیرهنویسی عمومی سهام عرضه اولیه عمومی: توسط تأمین سرمایهها و ناشران بورسی
یکــی از قسمتهای مهمی که تأمین مالی در کسبوکارهای نوپا، دارای جایگاه مخصوصی است. تأمین مالی برای تحقیق و توسعه میباشد که یکی از ضروریات شرکتهای نوپا اســت. بهعنوانمثال: در کشــور آمریکا، تحقیق و توســعه تقریباً 7.2% از اقتصاد ایالاتمتحده را تشکیل داده است. تصمیمات مربوط به سرمایهگذاری در استارتاپها در قسمت تحقیق و توســعه، وجوه اشتراک زیادی با سرمایهگذاری مخاطره پذیر دارد مثل:
افق بلندمدت، نرخ بالای شکست و ریسکهای تجاری که در تغییرات فوری و سریع این کسبوکارها نهفته است. بنابراین تأمین مالی در این قسمت (تحقیق و توسعه) قادر است سبب رشــد و شکوفایی شرکتهای استارتاپی گردد. و همچنین از ورشکستگی آنها در طولانیمدت پیشگیری نماید. همینطور در شکل زیر به ده منبع مهم تأمین مالی استارتاپها اشارهشده است (شهرابی و همکاران، 1398).

The Best Premium IPTV Service WorldWide!
Trezor Bridge